دولت سومِ پرزیدنت هفتم!!
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 1:26
مملکتی که در آن وزیر استیضاح شده ادوار گذشته اش را تایید صلاحیت می کند هیچ چیز در آن به میزان مشارکت مردم مهم نیست. محرومانش از قبل محروم تر و اغنیایش هر روز غنی تر می شود. چه می توان گفت؟! خداحافظ اقتدار دو و نیم ساله و سلام بر ذلت هشت ساله!! Adblock test (Why?)
عوضی
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 1:26
تصمیم گرفته ام بعضی حرف ها را که با تاج سر در میان می گذاشتم دیگر به او نگویم. نه برای این که دیگر او را محرم نمی دانم. نه!! فقط به این دلیل که حرف هایم اعصابش را بهم می ریزد. نمی دانید که چقدر همسایه پایینی ام عوضی است و چقدر قصد اذیت و آزار مرا دارد!! اصلا نمی فهمم چرا یک انسان باید این حجم از آزا...
دعوای خیابانی
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 1:26
چند شب پیش، در یکی از محله های پررفت و آمد شهر، منتظر روشن شدن چراغ سبز بودیم که ناگهان ... صدای جیغ و فریاد خانم جوانی توجه همه را جلب کرد. سر را چرخاندم ببینم صدا از کیست و بر سر چیست. زن جوان مدام می گفت: "با دختر من چیکار داری؟! چرا توهین می کنی؟! به تو چه مربوطه؟!" ماجرا خیلی روشن بود. خانم و ...
ریاست جمهوری 1403
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 22:05
من فقط دو سوال مهم دارم: اول این که چرا برخی ها تمایل دارند با رای به جناب پزشکیان دوره تاریک پرزیدنت روحانی دوباره تکرار شود و هشت سال بدبختی پیش رو داشته باشیم؟!! و دوم این که فردا چه خواهیم کرد که تقلب مفتضحانه چند ماه پیش مجلس و خبرگان دوباره تکرار نشود؟!! Adblock test (Why?)
کهنه زخم
-
تاریخ: 1403/4/13 ساعت: 22:05
درست دوازده سال می گذرد. دوازده سال ولی هنوز داغش تازه است. اصلا چه کسی برای اولین بار گفته است زمان حلال مشکلات است؟! چه کسی گفته است زمان داغ را سرد می کند؟! زخم را کهنه؟! پس چرا داغ من سرد نمی شود؟! پس چرا زخمم هنوز باز است؟! آه ... این آه را چطور بنویسم تا سوزشش را حس کنید؟! این آه را چطور خواهی...
خادم الرضا
-
تاریخ: 1403/3/10 ساعت: 19:12
تازه داشت وضع مان بهتر می شد. تازه داشت عدالت و آرامش به خانه هامان باز می گشت. تو ای شهید حمهور! قدرت را نمی دانستیم. تو به همه ما ثابت کردی هنوز هم می توان معجزه را با چشم دید. هشتمین رئیس جمهور ایران، پا در رکاب نوکری امام هشتم، در شب تولد امام هشتم به شهادت می رسد. چطور می توان چنین معجزه ای را ...
اندوه همیشگی
-
تاریخ: 1403/3/1 ساعت: 13:58
کاش مردان می دانستند که غرولند زنان حکم غرغر ندارد. آن ها تنها، کسی را برای درد و دل کردن نیافتند. کاش مردان در آغوش کشیدن می آموختند. آن زمان که در خانه پدری شان، با دوست کودکی شان بازی می کردند، می بایست از مادرشان به آغوش کشیدن را می آموختند تا در جوانی آغوشی برای زنان شان باشند. کاش مردان به جای...
من قوی
-
تاریخ: 1403/2/19 ساعت: 18:08
من همان دخترک قوی سال های دور هستم. همان دخترکی که خودش روی پای خودش می ایستاد. دخترکی که خودش با دست خودش گلیمش را از آب در می آورد. من همانم اما کمی مسن تر. اجازه نخواهم داد مورد حمله قرار گیرم. حمله خواهان و بدخواهان. فرقی نمی کند دوست باشد یا دشمن. آشنا باشد یا غریبه. اجازه نخواهم داد قضاوت شوم....
القدس لنا
-
تاریخ: 1403/1/29 ساعت: 21:02
تمام دلخوشی این روزهایم همین است. که جای شماها از جای ماها بهتر است. که شماها در آن جا در حال عیش و نوش هستید ولی ما این جا در حال جان کندنیم. اصلا مگر می شود دنیای به آن زیبایی را با این لجنزاری که ما در آن گیر کرده ایم مقایسه کرد؟! بمیرم برای تک تک تان. بمیرم برای مظلومیت تان. برای شکم گرسنه و لب ...
در من زنی است که فریاد می زند.
-
تاریخ: 1403/1/29 ساعت: 21:02
و منی که از افسردگی مزمنم رنج میبرم. هیچ کس نمی داند و هیچ کس نمیفهمد که من از درون متلاشی شده ام. دیگر هیچ چیزی نمیتواند شادم کند جز اتفاقات محال. آه زندگی چندشناک. آه از تو. تو با من چه کردی؟! چرا مدام به کاری وارد میشوم که در آن شکست خواهم خورد؟! من میخندم، قهقهه میزنم، همه را میخندانم، قهقهه همه...
:))
-
تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 1:08
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
افسردگی بعد از گذشت ماه ها از زایمان!!
-
تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 1:08
این که زخم کهنه دوباره سر باز کرده است، گذشته هر لحظه برایم مرور می شود، حرف ها، نگاه ها، رفتارها با جزئیات تمام شان بعد از گذشت این همه سال به خاطر می آورم، با خودم حرف زدن ها زیاده شده، کلنجارها، اشک ها سرازیر می شود، غصه ها، آه ... آه ... آه از غصه ها، فکر و خیال زیاده شده، تجسم ها، آه ... آه ......
شاه کودن
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 17:51
از زبان تان مراقبت کنید. زبان همان شمشیر دولبه معروف است. قلب ها را از ته می شکند. همزمان که از زبان تان مراقبت می کنید از حرف ها و کارهای زشت اطرافیان تان نیز بگذرید. نبینید. با این کار هم خودتان را راحت کنید و هم لج بدخواه تان را بیشتر دربیاورید. به زندگی مردم کاری نداشته باشید. داشته ها و نداشته ...
کرمان تسلیت
-
تاریخ: 1402/10/18 ساعت: 17:51
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید: <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">Adblock test (Why?)
تولد دوباره
-
تاریخ: 1402/10/4 ساعت: 18:58
مجتبی شکوری در یک جایی می گوید: "بعضی وقت ها ما آدم ها اون قدر دنبال ترین های زندگی می گردیم که زندگی داشته مون رو از یاد می بریم." مثال این حرف هم می تواند شخص بنده باشم. از سال های پیش تا به الان فقط دویده ام. بدون آن که از زندگی داشته ام لذت برده باشم. بدون آن که به داشته هایم اندیشیده باشم. که م...
غزه
-
تاریخ: 1402/8/13 ساعت: 18:22
نزدیک یک ماه می شود که غزه در خون است و من تمام این مدت نتوانستم حتی یک کلمه از آن بنویسم. راستش را بخواهید از انسان بودن خودم هم خجالت می کشم و هم بیزار هستم. اصلا چه می توان گفت؟!! این حجم توحش چطور می تواند در یک قوم بگنجد؟!! وعده خدا حق است و من یقین دارم روزی می رسد که مردم فلسطین به خانه تک تک...
+بی نهایت
-
تاریخ: 1402/7/24 ساعت: 12:16
این که از بین هشت میلیارد انسان مرا می خواهی، نگاهت به من بخورد دست و پا می زنی، تنهایت بگذارم با زبان بی زبانی مرا می خوانی، بوی تنم را دوست داری و تنها در آغوش من آرامی، دردت برای من است، سلامتی ات نیز هم، شادی ات برای من است، غصه ات نیز هم، همه این ها آن قدر برایم شیرین است که نمی دانی. تو ای دخت...
کاش خانه ام در دوردست ها بود!!
-
تاریخ: 1402/7/9 ساعت: 15:59
شنیده ام خداوند دعای زنی که از مردش راضی است را در حقش برآورده می کند. میچکا ار تاج سرش راضی است و برایش هر روز، هر روز دعا می کند. دعا می کنم خداوند اول از همه سلامتی و طول عمر به تاج سرم بدهد. در ادامه می خواهم خداوند آن قدر به تاج سرم روزی دهد، آن قدر روزی دهد که محبت اطرافیانم به فرزندان اطرافیا...
زایمان دوم
-
تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 16:50
یک ماه می شود که از آن شب می گذرد. یک ماه می شود و روزی نبوده است که من به آن شب فکر نکرده باشم! شبی که با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم کرده ام. شاید گمان کنید خودم را لوس می کنم یا اغراق می کنم و یا هر چی ولی این گفته خود واقعیت است. آن شب من با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کردم. در آن اتاق تیره و ت...
ماه آخر
-
تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 17:57
دخترک عزیزتر از جانم! مامان جانم! دتر جانم! خیلی اتفاقات در این مدت اندک افتاده است که خیلی ها نمی دانند. تقریبا یک سال پیش عزمم را جزم کردم. شروع کردم به پیاده روی های طولانی دورتادور پارک محبوبم. نمی دانی دتر جانم! اولین شب از درد کمر اصلا نتوانسته بودم بخوابم. نه می توانستم بنشینم و نه می توانستم...